سلام اینبار میخوام براتون ی داستان عجیب بگم

سلام اینبار میخوام براتون ی داستان عجیب بگم
داستان ک ن ی خواب ک دیدم حتما بخونید
حدود چند سال پیش بود یک شب خواب عجیبی دیدم
خواب دیدم ک مرده ام
توی عالم رویا بودم
خانواده ام را میدیم ک گریه و زاری میکردن
از دور دیدم ک ۲تفر نزدیک من میشن
اومدن نزدیکم گفتن تو باید با ما بیایی
گفتم کجا گفتن باید نامه اعمالتو ببینیم ک بری بهشت یا جهنم
همونجا فهمیدم ک این دونفر کین
باهاشون رفتم منم توی دلم ی غرور عجیبی بود ک من بچه شیعه پیرو علی
سینه زن حسین بهشتی نباشم
رسیدم سر ی دو راه
بهم گفتن اینجا بشین تا ما بریم نامه اعمالتو ببینیم
گفتمشون این دوراه چین
گفتن سمت راست بهشت سمت چپ جهنم
منم نشسته بودم خیلی طول کشید و من نگاه میکردم مردمی ک سمت راست و چپ میرفتن
اون دو نفر اومدن گفتن بریم منم ی لبخندی روی گونم اومد گفتم کجا گفتند جهنم
توی رویا جام کردم گفتم مطمئنید گفتن اره نامه اعمالتو دیدیم منو ب زور بردن من مقاومت کردم خودمو انداختم رو زمین اما اونا منو میکشوندن سمت جهنم
التماس میکردم اما بی فایده ...
یدفعه صدای ی خانم اومد ک صبر کنید
الله اکبر فقط خدا میدونه چ حالی دارم ک اینو دارم مینویسم تا حالا ب ۳نفر بیشتر نگفتم این خوابه ...
یدفعه ایستادن برگشتم نگاه کردم دیدم ی خانم قد خمیده با ی چادر مشکی طوری قدش خم بود ک شبیه د شده بود هر کاری کردم صورتشو ببینم نشد دیدم اون دو نفر رفتن سمت اون خانم سرشونو انداختن پایین بال هاشونو باز کردن. زیر پای اون خانم
الهی فدات یا زهرا
اومد جلو زیرپاهاش بال فرشتگان گفت کجا میبریدش گفتند جهنم دیدم خانم گفت این سینه زن حسین منه این لطمه میزنه و صورتشو کبود میکنه واسه حسین من
من اینو شفاعت میکنم اونو ب بهشت ببرید
خدا میدونه دست و پاهام دارن میلرزن بزور اینو نوشتم حیف بود نگم
یدفعه از خواب پریدم حال عجیبی داشتم
خانم جان ب حق حسینت منو ببخش
خدایا ما ک بد ولی ب حق نفسای خوبات منو ادمم کن
دوستان خیلی با خودم کلنجار رفتم اینو ننویسم ولی نشد
این خواب رو من تاثیر گذاشت و زتدگیمو نگاهمو عوض کرد
و همچنان واسه علی و خانوادش جون میدم
یا علی
دیدگاه ها (۳۳)

نظر یادتون نره. توجه کردید اگر کسی عزیز از دست بده ب توی ملع...

الهی فداش. دختر برادرمه

دلم پر از درد است خدایا کمی نیاز ب دوایت دارم انکه برای من س...

سلام بر دوستان گلم شرمنده اگر بیشتر وقتا محبتتونو جبران نمیک...

/man minds/پارت۵ویو سونگمینبا خوردن نفس های گرمی ب صورتم بلن...

/man minds/پارت۹و اما سونگمین اون بعد از اخراج شدنش دیگه هیچ...

رمان اجبار تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط