سه پارتی

سه پارتی
وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....
( علامت ها ات + جیمین × اگر شخصی هم اضافه شد بهتون میگم که علامتش چیه )
پارت ۱
+ سلام من اتم امروز خیلیییی دلم واسه جیمین تنگ شده دلم میخواد برم تو شرکتش .....معمولا میگه نیا ولی خب امروز روز تولدمه دیگه منو میبخشه پس آماده شدم و با موتورم به سمت شرکت جیمین راه افتادم .
..............
ویو وقتی ات رسید شرکت جیمین
+ سعی کردم بدون اینکه بادیگارد های جیمین منو ببینن‌ برم پیش جیمین .......از پله ها بالا رفتم و رفتم جلوی در اتاق جیمین ...واسه اینکه میخواستم خیلیییی یهویی سوپرایزش کنم در نزدم و وارد شدم
+ سلا.......( که حرف ات با دیدن اون صحنه قطع شد )
.....
( یه دختر به اسم یوری ( علامت & )  تو بغل جیمین دراز کشیده بود و جیمین مثل یه نوزاد اون رو تو بغلش گرفته بود و لب هاشو میبوسید )
[ جیمین تا ات رو دید دست پاچه شد ].
× ات به خدا ....توضیح میدم
( ات داشت گریه میکرد )
+ هه توضیح چی ؟ توضیح اینکه تو با یه زن دیگه تو رابطه ای ؟
× به خدا صبر کن توضیح میدم
+ هق ...من دیگه هییچ توضیحی نمیخوام ...همه چیز روشن شد
( و بعد ات سریع بدو  بدو میکرد و از پله ها پایین میرفت )
× ااات صبر کن
+ ات به سمت حیاط شرکت رفت ...میخواست سوار موتورش شه که پاش به یکی از کاشی ها گیر کرد و سرش محکم خورد رو زمین و  ...بیهوش شد....... از گوشه پیشونیش هم  خون میومد)
× اااتتت .......اااتتت خوبی ؟
( که جیمین با دیدن صورت خونین ات رنگ از صورتش پرید بدنش یخ کرد و اشک تو چشماش جمع شد )
× زنگگگ بزنینننن آمبولااااننسسس
...........

× ات منو ببخش هق همش تقصیر من بود هق یوری واسم هیچی نبود ....فقط یه اشتباه بود هق ترو خدا منو ببخش
.........
( آمبولانس رسید )
پرستار : ببریینشش تو مااششیین
× پرستار حالش چطوره
پرستار : مشخص نیست ....زنده که میمونن اما روز ها ممکنه درد شدیدی داشته باشن فعلا سوار ماشین بشین لطفا
× هق چشم
....................
و جیمین سوار ماشین شد و کنار ات نشست وقتی رسیدن بیمارستان جیمین با استرس روی صندلی نشسته بود و آروم اشک میریخت
دکتر : شما همراه خانم ات هستین ؟
× : بله حا.....حالشون خو....خوبه ؟
دکتر : بله ...میتونین ملاقاتشون کنین ...ولی خیلی بهشون فشار نیارین چون سرشون خیلی درد میکنه
× چشم ...خیلی ممنون
..‌..‌..
ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

÷ پرستار چی شده پرستار : مشخص نیست احتمال مردن همسرتون خیلی ...

جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان شوگا : نمیخوا...

پارت۹که اون سوهیه پیکمی اومد پیششسوهی: ببین دختره ی هرزه دفع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط