معلومه من هنوزدوست داااارمازعطرتنهایی آغوشم

معلومه من هنوزدوست داااارم....ازعطرتنهاییِ آغوشم....
دیدگاه ها (۱)

زندگی کردن من مردن تدریجی بود...آنچه جان کندتنم عمرحسابش کرد...

دیگه هرکیه وشانسش

بشی الانم بعدببین من بهت بگم دیوونه چه حالی میشی...مثه من نو...

نفرین به شهری که غریبه هادرآن آشناترند...

سپس لبخندی زد و گفت: "اگر شبی در زیر این اسمان در اغوشم به خ...

معلومه

معلومه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط