استاد بسکتبال جذاب من

استاد بسکتبال جذاب من




پارت ۱۲


ویو ته:
عصبانی شدم که......
رفتم یقه شوگا رو گرفتم

ته: چطور جرعت میکنی با ابجی من لاس بزنی و ببوسیش

شوگا: ته بسه من اونو دوست دارم میفهمی؟

تو دوست داشته باشی به من چه من داداش بزرگترشم نمیزارم با تو باشه

شروع کردم مشت زدن به شوگا همه سعی داشتن جلوم رو بگیرم که یهو یوری داد زد و من و شوگا با تعجب بهش نگاه کردیم

یوری: بسهههه. ته بس کن شوگا بسه لطفا من شوگا رو دوست دارم ته

ته: چی داری میگی اون مافیاعه

یوری: چه ربطی داره؟ خودت هم مافیایی اون مثل تو نیست بسه


ویو یوری:
دویدم سمت شوگا تهیونگ رو پرت کردم اونور

یوری: عزیزم خوبی؟ چیزیت که نشد عشقم؟

شوگا: خوبم شیطون بلا(درحالی که خون دماغش رو پاک میکرد حرف زد و موهای یوری رو بهم ریخت)

یوری: هی نکن پیشی

شوگا: دوستْ دارم عشقم 😉😏

شوگا رو سفت بغل کردم من واقعا عاشقشم نشستم رو پاش و گردنش رو بو کردم .
بوی تن شوگا بهم ارامش میداد داشتم شوگا رو بو میکردم که کمرم رو سفت گرفت و تو گوشم زمزمه کرد

شوگا هیچ جا نمیری فعلا


با سر تایید کردم و......







بچه ها اسماتش کنم؟
دیدگاه ها (۱)

عشق بی اختیار پارت ۴ویو ادمین: که باید انتقام رو از پدر دختر...

عشق واقعی پارت ۱٠ویو ات: اماده شدم که با کوک بریم دانشگاه که...

عشق واقعی پارت ۹ویو کوک: ساخت غذا تموم شد....... میزو چیدم ...

عیدتوننننن مبارکککککککک ایشالا سال خوبی داشته باشید و این رو...

استاد بسکتبال جذاب من پارت ۱۱ویو یوری: که یهو..... متوجه شوگ...

#استاد_جدید_جذاب پارت 6ویو ات:دیدم استاد جدید اومد و بلند شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط