جن گیری پارت شانزدهم

جن گیری ( پارت شانزدهم )
* ویو ع/ا *
داخل خونه بودم و حسابی نگران ا/ت!
فهمیدم اون جن عوضی دوباره برگشته و میخواد انتقام بگیره!
اما از ا/ت نه....از من!
این نوع جن ها خیلی دروغ میگن....ولی خوبیش اینه که میشه راحت گولشون زد!
از خونه رفتم بیرون....یه چند تا دارو مخصوص دستم بود....رفتم به سمت بیمارستان....
پرستار : کجا؟
ع/ا : اتاق ا/ت....
پرستار : چی کارشی؟
ع/ا : عموش....
پرستار :( شماره اتاق و گفت)
ع/ا : ممنون....
سریع رفتم به سمت اتاق....یه پسره رو دیدم که کنار ا/ت خوابیده و یه کتاب دستشه!
تاحالا ندیدمش....!
ع/ا : این کتابه چیه؟
کتاب و آروم جوری که بیدار نشه از دستش گرفتم....این دقیقا همون کتابیه که من تو نیویورک جا گذاشته بودم!
ع/ا : این پسره این کتابو از کجا داره؟
کتاب رو باز کردم....
ع/ا: هوم....
رفتم یه جا نشستم و آروم دارو هارو آماده میکردم....برای گول زدن اون جن!
ع/ا : ( نیشخند ) این کاره اسونیه....
دارو هارو آماده کردم‌....بوی گند می‌داد!
یجورایی حالم از این بو بهم می‌خورد ولی اون جن ها دوست داشتن این بو رو!
ع/ا : خیلی خب‌.....امادس!
این دارو رو برم ریختم دور تخت ا/ت و کنار اون پسره....
ع/ا : باید کار کنه!
از بیمارستان خارج شدم و منتظر یه اتفاقی بودم!
* چند ساعت بعد *
* ویو تهیونگ *
چشمام رو باز کردم....
همه جا یه بوی گندی می‌داد!
تهیونگ : اییییی....این چه بوی هس؟!
زمین رو نگاه کردم....چیزی نبود!
یه نگاه به ا/ت کردم....قلبش میزد....ولی بیهوش بود!
تهیونگ : هوففففف....
رفتم از اتاق خارج شدم که یه هوایی بخورم...از دیشب تاحالا تو بیمارستانم‌...
رفتم بیرون....باد خنکی می‌وزید...
تهیونگ : خدا....( نفس عمیق )
رفتم یه قهوه گرفتم و خوردم....
یه حس عجیبی داشتم!
تهیونگ : من چِم شده؟
رفتم سمت بیمارستان....
تهیونگ : ا/ت....
با چیزی که دیدم قلبم وایساد!
ا/ت تو تختش نبود!
قهوه از دستم افتاد....
دیدم پنجره بازه!
سریع رفتم بیرون بیمارستان....
دنبال ا/ت میگشتم!
تهیونگ : ا/ت....ا/ت ! ( داد ) کجایی؟!
هرچی صداش کردم هیچ جا پیداش نکردم....یه فکری به سرم زد!
با خودم فکر کردم که شاید رفته خونش!
ولی....این غیر ممکنه!
با ماشین رفتم سمت خونه ا/ت....
در باز بود....!
و....رد خون!
تا یه جایی کشیده شده بود....!!
ترسیده بودم...سرم و بالا گرفتم و.......



مرسی که شرطا رو رسوندید!
شرطا پارت بعد :
لایک : ۲۴
کامنت : ۷
دیدگاه ها (۲۷)

جن گیری ( پارت هفدهم ) * ویو تهیونگ * سرم رو آوردم بالا....ا...

جن گیری ( پارت هجدهم ) * ویو ع/ا *من همه خونه رو گشتم....تا ...

جن گیری ( پارت پانزدهم ) * ویو تهیونگ * خیلی استرس داشتم!که ...

جن گیری ( پارت چهاردهم ) * ویو ا/ت * ا/ت : ( گریه شدید ) نمی...

love Between the Tides¹⁸ ا/ت خیلی احساس ترس تو خونه ی تهیونگ...

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط