دَََر دو چَشم مَن نشین

دَََر دو چَشم مَن نشین
ای آن که اَز مَن مَن‌تَری

تا قَمَر را وانَمایم
کَز قمَر روشَنتَری

#مولانا💫

#ازچشم‌من‌ببین‌که‌چه‌غوغاست‌دردلم😌
دیدگاه ها (۳)

غزل چشمت غزل مویت غزل لبهات بانو جانخدا رحمش بیـاید بر مخاطب...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟آن چنان مات که یکدم مژه برهم...

‌‌‌لیلا که شدیحرف مرا میفهمی..مجنونِ تمامِ قصه‌ها نامردند..

‌ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

اونجا که مولانا میگه:جانِ تو و جانِ من گویی که یکی بوده‌ستسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط