یکی را دوست می دارم …

یکی را دوست می دارم …
یکی را دوست می دارم ولی افسوس
او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من
که او را دوست می دارم
ولی افسوس
او هرگزنگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست می دارم
ولی او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند
دیدگاه ها (۵)

♥♥♥♥✔✔

♥♥♥♥♥♥

گر عشق قرار است فرنگی باشد بهتر که نصیبت دل سنگی باشد من عاش...

قلبت را آرام کن..یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت های...

شاید #وداع همین باشد؛ اینکه همه دستشان را برای آخرین بار روی...

یه حرفی باهاتون داشتم

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖بعد از کافهمانیا و جیمین تصمیم گرفتن یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط