من ...

من ...
با تو راه می روم و حرف می زنم ؛
وز شوق ِ این محال
که دستم به دست توست ،
من جای راه رفتن
پرواز می کنم !!

| فریدون مشیری |


#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

بدترین شکنجه آن است که دیگر نتوانی دوست بداری! | داستایوفسکی...

آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری نگاه می‌کند. فکر می‌کند ...

شب که می‌شـود خواب در چشمانـم می‌نشینـد و عشـق تـو آرام آرام...

گاهی یک رفتن تمامت را با خود می‌‌برد و تو تا آخر عمر در به د...

هنوز حرف‌می زنم، هنوز راه می‌رومبه سمت جای خالی‌ات‌، به اشتب...

احساس می کنم خیلی دور رفتی و در درونم هنوز تو را صدا می زنم ...

🍒🌱ز شـورِ عشـــق، ندانم کجـا فرار کنم!چگــونه چاره‌ی این جــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط