*یادته .......

*یادته .......
یادته اون روز برفی
وسط فصل زمستون
تو پریدی پشت شیشه
من زدم از خونه بیرون
یادته اشاره کردی
آدمک برفی بسازم
واسه ساختنش رو برفا
هرچی که دارم ببازم
گوله گوله برف سرد و
روی همدیگه می چیدم
شاد و خندان بودم انگار
که به آرزوم رسیدم
دیدگاه ها (۴)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 182♡⁠。⁠)⁩سر جون...

لبخند قاتلپارت³⁶ویو سلینصدای گلوله هنوز توی گوشم زنگ می‌زد.ق...

یادته اون روز برفیوسط فصل زمستونتو پریدی پشت شیشهمن زدم از خ...

یادته اون روز برفیوسط فصل زمستونتو پریدی پشت شیشهمن زدم از خ...

یادته اون روز برفیوسط فصل زمستونتو پریدی پشت شیشهمن زدم از خ...

رمان یادت باشد ۲۵۵

hidden love عشق پنهان شده

به لطافت عطر بهاران به لطیفی قاصدک یا پر قو به لطافت قطره ها...

) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩(♡)پارت ۲۹۳ (⁠♡) غیض گفتم خيلي ! و کج نگ...

شعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران به لطیفی قا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط