دختره توی آسانسور دستاس زیر بغلش وایساده خیره به درب

دختره توی آسانسور دستاس زیر بغلش وایساده خیره به درب
.
.
.
.
.(*_*)
.
.
.
.(@_@)
.
.
.
.(⊙ω⊙)
ازش می پرسم اتفاقی افتاده!!!!!
میگه روی درب زده ظرفیت چهار نفر وایسادم پر بشه
من که عادت دارم بیچاره آسانسور رفته سر کوچه مسافر بزنه
دیدگاه ها (۱)

(آزادی) واژه زیبایی است که حتی حاضر نیست حروفش بهم وابسته با...

اینـجــــا ، زمین …ارزانــــتر از هـمه چـــــیز ، انــسان !ن...

از مادر بزرگم پرسیدم تا حالا بابابزرگ واست گل خریده؟؟ ...

پشت هر آدم موفقی!............یه گوشی ساده وجود داره که به نت...

داستان

نماد مرگ پارت ۳

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹²جونگ‌کوک توی حیاط بود.اما..اما تنش غر...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 112・⁠]⁠ᕗو خندید شوک و شگفتی ...

intertwined fate of two enemies-part 13

سناریو بلولاک/قفل آبی

*teakook*

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

سناریو توکیو ریونجرز

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط