کنار چای تلخم شعر با تنبور می چسبد

کنار چای تلخم شعر با تنبور می چسبد
هوا سرد است و یک سیگار هم بد جور می چسبد

پلنگت خیره می گردد به سمتت ماه من هرشب
تماشایت از این منظر چقدر از دور می چسبد

گل پیراهنت زنبور ها را عاشقت کرده است
و بی خود نیست بر لبهای تو زنبور می چسبد

نه چشمم شور بازار و نه دل شوری دگر دارد
بگو آخر به من هم وصلۀ ناجور می چسبد؟

دو چشمان تو چنگیز و دل من نیز نیشابور
نگو یک حملۀ دیگر به نیشابور می چسبد

بریز از سم خود ای مار در این خوشۀ انگور
تعارف کن مرا، امشب فقط انگور می چسبد
دیدگاه ها (۴)

سرودمت نه به زیبایی خودت-شایدکه شاعر تو یکی چون خودت بایدلبم...

خدای من....این روزها بیشتر حواست به من باشدمیگویند بزرگترین ...

مرا بازیچه‌ خود ساخت چون موسا که دریا را فراموشش نخواهم کرد ...

مردان ادب را نه سخن از زرو زور استنه ترس زمرگ است و,نه از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط