می‌روم دانشگاه. بند ناف نوه خانم ایکس را بیاندازم توی دفت

می‌روم دانشگاه. بند ناف نوه خانم ایکس را بیاندازم توی دفتر دکتر فلانی که وقتی بزرگ شد مثل دکتر معروف باشد. امیدوارم شکم‌اش به دکتر نرود.
بند ناف بعضی‌ها را توی مسجد می‌اندازند بعضی‌ها را توی آب. یک سری معتقدند بند نافشان توی فاضلاب افتاده یا گم شده. من فکر می کنم بند ناف مرا گنجشک خورده، هر چند مادرم مطمئن است بند ناف مرا توی طویله انداخته اند.
دیدگاه ها (۱)

یک درخت چهل درخت جنگل به پیشواز تبر رفت #آرزو_نوری

یک درخت چهل درخت جنگل به پیشواز تبر رفت #آرزو_نوری

قرصهای صبح روز بعد می توانستند سرنوشت تو را عوض کنند که زمس...

جوانمردان موجی!!!!!《قسمت اول》من یک جانباز اعصاب و روانم یا ه...

فریبرز لرستانی

حادثه ای مرموز در اتاق ۳۴۲ هتل پاریسپاریس، سال 1889، در یک ن...

#حکـایتهـاےازمــلاقات_باامـــام_زمـــــان_عج من «سعید چندا...

لطفا بخوانید ممنون از لطف شما دوستان خواب دیدم دوران مدرسه ب...

در جای خود خشکم زد.موجی از بی حسی سراپایم را فرا گرفت.گلویم ...

بخونیدجالبهداستان یک ویزاتابستان پارسال که می‌خواستم بروم کا...

داستان یک ویزاتابستان پارسال که می‌خواستم بروم کابل، کیفم را...

1 ... با جوان ها آنقدر دنبال ماشین [رهبر در استقبال مردمی د...

فاطمه سیاحتی شاعر ایرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط