‌می رود عمر ولی ،

‌می رود عمر ولی ،

خنده به لب باید زیست!

#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۱)

شب استو زنی با سوزن دلتنگیحسرت های نخ نما شده اش رابر تنِ تن...

مرا به خلسه‌ای رویایی ببربه آن طعم شیرین سیبکه حوا را دیوانه...

‌کسی نیست؛ بیا زندگی را بدزدیم! آنوقت میانِ دو دیدار، قسمت ک...

من درباره تو به آن‌ها نگفته‌اماما تو را دیده‌اند که در چشمان...

چو لب به خنده گشاید

«بر لب ماست که صد قفل، دل تنگ زده است»-#صائب_تبریزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط