قفسم تنگ ودلم تنگ تراست هنرم بردن سرزیرِ ِپر است
قفسم تنگ ودلم تنگ تراست هنرم بردن سرزیرِ ِپر است
گیرم ازسنگ توبالم زخمیست
هدف سنگ توبودن هنراست
شعله درشعله دلم می سوزد
آتشی درجگرم شعله وراست
چشمم، این ابرکویری انگار
امشب ازناحیه ای باوراست
.
با تلنگر به دلم می کوبند
بازدیگرچه غمی پشت دراست. (استادجلیل واقع طلب)
گیرم ازسنگ توبالم زخمیست
هدف سنگ توبودن هنراست
شعله درشعله دلم می سوزد
آتشی درجگرم شعله وراست
چشمم، این ابرکویری انگار
امشب ازناحیه ای باوراست
.
با تلنگر به دلم می کوبند
بازدیگرچه غمی پشت دراست. (استادجلیل واقع طلب)
- ۴۶۴
- ۰۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط