صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند ش
صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند شدم و رفتم دستو صورتمو شستم و مسواک زدمو اومدم صبونه بخورم. بعد از خوردن صبونه رفتم و کمدمو باز کردم و ی لباس از توش برداشتم(اسلاید دوم: استایل سوهی) برش داشتمو پوشیدمو راه افتادم به سمت خونه کوک.
ویو بعد از چند دقیقه*
رسیدم و وارد شدم و چون رمز خونه کوکو میدونستم در نزدم و رمزو وارد کردمو رفتم داخل. کفشانو با دمپایی عوض کردم و کوکو صدا زدم اما صدایی نشنیدم. رفتم پذیرایی رو گشتم. نبود. رفتم اتاق گشتم. بازم نبود. این دفه باحرص خواستم برم آشپز خونه رو چک کنم که خوردم تو دیوار. آخ بلندی گفتمو سرمو با دستم گرفتم. سرمو بلند کردمو دیدم اصن دیوار نبود. سینه کوک بود. بهش گفتم
سوهی: وای چقد سینت سفته سرم شکستتتتت!
کوک خندیدو گفت
کوک: سلام. و بغلم کرد
سوهی: سلامو درد سرم شکستتتتتت
کوک: اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره. و خندید
سوهی: هویییییی و زدم به سینش
کوک: آخ چته وحشی. سینه خوشگلم دردش گرفت
سوهی: به جهنم که دردش گرفت. سر من بیشتر درد گرفت
کوک خم شدو سرمو بوسید.
کوک: الان خوب میشه😙
سوهی: ایشششش. حالا چی داری واسه خوردن؟ گشنمه.
کوک: چیز واسه خوردن که زیاد هست مثلا یچیزی ولی خوب داشتم بیبیم پاپ درس میکردم.
سوهی: ببینم منظورت ازون چیز چیه؟؟ نکنه همونی که فک میکنمو میگی؟؟؟
کوک: شاید ولی....
سوهی: عییییییییییییییی مردک بیتربیتتتتت. حالمو بهم زدی خجالت بکشششششششششششششششششششششش
کوک خندید و منم ی دونه محکم زدم به بازوش.
کوک: اخ وحشی دردم گرفت! چرا اینقد وحشی شدییییی؟
سوهی: هوی کجاشو دیدی میتونم وحشی ترم بشم. و افتادم دنبالش که بزنمش. اینقد دویدیم که رسیدیم به آشپز خونه و کوک سرعتشو کم کرد منم از خواستم از فرصت استفاده کنمو دستمو بلند کنم و بزنمش که دستمو رو هوا گرفتو از کمرم گرفتو منو گذاشت رو اوپن و پاهامو باز کردو اومد لا پاهام و دستاشو گذاست کنارمو صورتشو نزدیکم کرد و گفت:
کوک: تو میتونی وحشی باشی ولی من خیلی خوب بلدم ارومت کنم!
سوهی: ههه همینی که هست تازشم من اروم نمیشم برام سواله چطوری میخوای آرومم کنی؟
کوک: عامممممم بزار فک کنم..... مثلااا اینطوری....
صورتشو نزدیک تر کردو رو لبام ی بوسه چند ثانیه ای گذاشتو کشید عقب
کوک: دیدی الان اروم شدی
سوهی: عامممم فک نمیکنم. و ایندفعه خودم دستامو رو صورتش قاب کردمو صورتشو کشیدم جلو صورتمو ی کیس ۲ مینی رفتیم. دیدم دارم نفس کم میارم و سریع ازش جدا شدم و.....
ادامه دارد....
ببخشید دیشب سرم شلوغ بود. امروز واسه جبران ۳ پادت میزارم.
حمایت کنید دیگههههه
ویو بعد از چند دقیقه*
رسیدم و وارد شدم و چون رمز خونه کوکو میدونستم در نزدم و رمزو وارد کردمو رفتم داخل. کفشانو با دمپایی عوض کردم و کوکو صدا زدم اما صدایی نشنیدم. رفتم پذیرایی رو گشتم. نبود. رفتم اتاق گشتم. بازم نبود. این دفه باحرص خواستم برم آشپز خونه رو چک کنم که خوردم تو دیوار. آخ بلندی گفتمو سرمو با دستم گرفتم. سرمو بلند کردمو دیدم اصن دیوار نبود. سینه کوک بود. بهش گفتم
سوهی: وای چقد سینت سفته سرم شکستتتتت!
کوک خندیدو گفت
کوک: سلام. و بغلم کرد
سوهی: سلامو درد سرم شکستتتتتت
کوک: اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره. و خندید
سوهی: هویییییی و زدم به سینش
کوک: آخ چته وحشی. سینه خوشگلم دردش گرفت
سوهی: به جهنم که دردش گرفت. سر من بیشتر درد گرفت
کوک خم شدو سرمو بوسید.
کوک: الان خوب میشه😙
سوهی: ایشششش. حالا چی داری واسه خوردن؟ گشنمه.
کوک: چیز واسه خوردن که زیاد هست مثلا یچیزی ولی خوب داشتم بیبیم پاپ درس میکردم.
سوهی: ببینم منظورت ازون چیز چیه؟؟ نکنه همونی که فک میکنمو میگی؟؟؟
کوک: شاید ولی....
سوهی: عییییییییییییییی مردک بیتربیتتتتت. حالمو بهم زدی خجالت بکشششششششششششششششششششششش
کوک خندید و منم ی دونه محکم زدم به بازوش.
کوک: اخ وحشی دردم گرفت! چرا اینقد وحشی شدییییی؟
سوهی: هوی کجاشو دیدی میتونم وحشی ترم بشم. و افتادم دنبالش که بزنمش. اینقد دویدیم که رسیدیم به آشپز خونه و کوک سرعتشو کم کرد منم از خواستم از فرصت استفاده کنمو دستمو بلند کنم و بزنمش که دستمو رو هوا گرفتو از کمرم گرفتو منو گذاشت رو اوپن و پاهامو باز کردو اومد لا پاهام و دستاشو گذاست کنارمو صورتشو نزدیکم کرد و گفت:
کوک: تو میتونی وحشی باشی ولی من خیلی خوب بلدم ارومت کنم!
سوهی: ههه همینی که هست تازشم من اروم نمیشم برام سواله چطوری میخوای آرومم کنی؟
کوک: عامممممم بزار فک کنم..... مثلااا اینطوری....
صورتشو نزدیک تر کردو رو لبام ی بوسه چند ثانیه ای گذاشتو کشید عقب
کوک: دیدی الان اروم شدی
سوهی: عامممم فک نمیکنم. و ایندفعه خودم دستامو رو صورتش قاب کردمو صورتشو کشیدم جلو صورتمو ی کیس ۲ مینی رفتیم. دیدم دارم نفس کم میارم و سریع ازش جدا شدم و.....
ادامه دارد....
ببخشید دیشب سرم شلوغ بود. امروز واسه جبران ۳ پادت میزارم.
حمایت کنید دیگههههه
- ۲۸۳
- ۲۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط