خاطراتت از سرم یکی یکی میگذرد

خاطراتت از سرم یکی یکی میگذرد
یعنی میشود آنقدر دوستم داشته باشی
که روزی
اگر دختری داشتی
نام مرا رویش بگذاری؟
.
هی صدایش کنی
هی بخندد
و
این سوی دنیا
دل من قنج برود
از چیزی که نمیدانم چیست !!! ؟
.
رویا خسروی
دیدگاه ها (۸)

نبودنت را خیلی جاها تجربه کرده ام . . .از بام تهران گرفتهتا ...

زن، ناز میفروشد ، بخرید...نرنجانیدش ! یک روز با سکوتی عمیق ...

هر روز درخیال من قدم میزنی عطر تو را هر روز در این خانه حس م...

به عشقت متهم هستم ولی تفهیم میخواهمدر این طوفان نامردی،دلی ت...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ص ۴۶بعد از دانشگاه به دنبال پریسا البته با فاصله و خیلی سر ب...

۱۹ ENDING--- 🌸 پارت پایانیسه ماه از آن روز گذشت؛ از روزی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط