میروم

میروم
گفته بودم بی تو روزی وقتِ رفتن میروم
پا به پایِ روزهایِ برنگشتن میروم
دیگر از چشمِ کس و ناکس مرا انداختی
خوب می خندند اما باز بر من، میروم
کوه بودم گاه مثلِ برف-رویِ دوشِ تو!
حال، اما با دلی پُر مثلِ بهمن میروم
دست هایم عادتِ پرواز را هرگز نداشت
دست در دستِ خیالِ پَر کشیدن میروم
آن سکوتِ قبلِ فریاد‌ِ زمین خوردن منم
با همین فریاد، گاهی تا پریدن میروم
گاه دلداری برای عاشقی سهواً خطاست
با تبر-دل را از این دنیا بریدن میروم
من همان تبعیدیِ محکومِ چشمانِ توام
مستقیماً هم سراغِ مرگ-دیدن میروم
دیدگاه ها (۱۳)

تمام آرزوی من تو را از دور دیدن بودتو را دیدم ولی افسوس، دیگ...

خواستم در خانه ات پیدا شوم ،اما نشدخواستم تا با دلت تنها شوم...

سمت من هرگز نیایی حالم اصلا خوب نیستهیچ کس مانند من قلبش پر ...

تو را به خواب دیدمت که می گرفتنم ز توتمام من ترانه شد، تمام ...

ات در حالی که آستین های هودی را بالا میزد بدون در زدن با شتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط