بارون هنوز بند نیومده بود. صدای قطره‌ها روی سقف آهنی خونه

بارون هنوز بند نیومده بود. صدای قطره‌ها روی سقف آهنی خونه مثل طبل، مداوم و خسته‌کننده شده بود.

سوآ توی اتاق کوچیکش روی تخت نشسته بود. یه دفترچه جلوش بود، ولی چیزی نمی‌نوشت. عینکش رو کمی پایین کشید، چشم دوخت به در نیمه‌باز.

از اون طرف، صدای خش‌خش قاشق توی استکان به گوش می‌رسید. شوگا بالاخره چای درست کرده بود، اونم برای خودش.

سوآ با صدای آرومی گفت:

سوآ: من چای دوست دارم.

شوگا از توی آشپزخونه داد زد:

شوگا: کسی نپرسید.

سوآ لبخند زد. همون لبخند ضعیفی که انگار به خودش می‌گفت "باشه، امروز فقط زنده بمون."

چند دقیقه بعد، شوگا لیوان چای به دست برگشت سمت مبل. پتو انداخت روی پاهاش و با اخم خیره شد به پنجره.

سوآ از اتاق بیرون اومد، با یه لیوان خالی توی دست.

سوآ: می‌تونم یه کم چای بریزم؟

شوگا نگاهش نکرد.

شوگا: اگه بریزی و بری تو اتاقت، آره.

سوآ بی‌صدا چای ریخت. موقع برگشتن، دستش خورد به لبه میز. لیوان کمی لرزید. چای کمی روی دستش ریخت، داغ بود.

سوآ: آخ...!

شوگا چشم چرخوند. پاشد، اومد سمتش، سریع یه دستمال از روی سینک برداشت و گرفت جلویش.

شوگا: تو اصلاً بلدی راه بری؟

سوآ دستمالو گرفت.

سوآ: ببخشید... یه کم فقط ریخت...

شوگا: خیلی زود عذرخواهی می‌کنی.

سوآ: چون... خیلی زود عصبانی می‌شی.

شوگا یک لحظه ساکت شد. بعد برگشت و نشست.

شوگا: هوشمندی ولی زیادی حرف می‌زنی.

سوآ دوباره لبخند زد.

سوآ: حرف زدن کمک می‌کنه آدم کمتر بترسه.

شوگا: می‌خوای بترسی یا نه، به من ربطی نداره. کار من فقط اینه که یه مدت نگهت دارم. نه بیشتر.

سوآ: فهمیدم. ولی... اگه یه روز تصمیم گرفتی بپرسی که چای شیرین دوست دارم یا تلخ... من شیرین‌تر رو ترجیح می‌دم.

شوگا: برو اتاقت.

سوآ: باشه. شب‌به‌خیر.

شوگا: هنوز شب نشده.

سوآ: خب... غروب‌به‌خیر.

در اتاق سوآ که بسته شد، شوگا یه نفس عمیق کشید. به لیوان خودش نگاه کرد. مزه نداشت. یه لحظه به درِ بسته اتاق نگاه کرد، بعد سریع چشم ازش برداشت. انگار خودش هم از این نگاه ناراضی بود.
دیدگاه ها (۱)

صبح خاکستری‌ای بود. صدای بارون هنوز از دیشب قطع نشده بود. خو...

سه روز از شروع زندگی مشترک سرد و ساکت‌شون گذشته بود. سوآ بیش...

بارون بی‌صدا پشت پنجره شرشر می‌ریخت. بوی چای سردشده توی خونه...

لینا: یهویی شد...میدونی...ات: باشه باشه نیازی نیس بهانه بیار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط