بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هشتاد چهار🍷🔪
#کوروش..
از وقتی رفته بود توی اتاق کار کلافه بودم
نباید میفهمید
هرروز بیشتر از قبل من و جذب خودش میکرد
این زن چی داشت
نمیدونم!
قاتل من بودم
من قلب پدر و مادرش و در آوردم
ولی نباید میفهمید
توی شرکت پاهامو گذاشتم روی هم
200 قلب جدید تو این ماه!
هوم
خوب بود
ولی خسته بودم
این حال و حس بدی که داشتم نمیدونستم از چی بود
دندونام و به هم سابیدم
دستی بین موهام کشیدم
چشماش از جلو چشمم کنار نمی رفت
یاد دیشب افتادم
مثل یه گربه ملوس تو بغلم خوابیده بود
لبخند اومد رو لبم
لبخند!!
چیزی که عجیب بود
خوب خوب بچهااااا پارت خیلییییی جای حساسشه اوردم براتون تقدیم نگاه قشنگتون قشنگااااام🥺🫀🤍
پارت دویست هشتاد چهار🍷🔪
#کوروش..
از وقتی رفته بود توی اتاق کار کلافه بودم
نباید میفهمید
هرروز بیشتر از قبل من و جذب خودش میکرد
این زن چی داشت
نمیدونم!
قاتل من بودم
من قلب پدر و مادرش و در آوردم
ولی نباید میفهمید
توی شرکت پاهامو گذاشتم روی هم
200 قلب جدید تو این ماه!
هوم
خوب بود
ولی خسته بودم
این حال و حس بدی که داشتم نمیدونستم از چی بود
دندونام و به هم سابیدم
دستی بین موهام کشیدم
چشماش از جلو چشمم کنار نمی رفت
یاد دیشب افتادم
مثل یه گربه ملوس تو بغلم خوابیده بود
لبخند اومد رو لبم
لبخند!!
چیزی که عجیب بود
خوب خوب بچهااااا پارت خیلییییی جای حساسشه اوردم براتون تقدیم نگاه قشنگتون قشنگااااام🥺🫀🤍
- ۷.۳k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط