♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۵۵

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۵۵


هویون نگاهش رو به چشم های جیمین دوخت دستش را روی دست جیمین گذاشت عمیق در چشمانش خیره شد : اگه تو پای این رابطه وایستی منم میتونم با نایون دربیافتم حتا اگه در این راه بمیرمم می‌خوام برای تو بمیرم
توی این دنیا هر کسی میمیره مثلاً مادرم فرشته روی زمین یا بقیه.. اما خیلی قشنگ تره اگه یه روز سر قبرم بگن اون بخاطر بیماری نمرد برای عشق اش مرد....
لب های جیمین از تحسین خندید دستی که روی گونه اش بود آهسته خرید و در موهای مشکی کوتاه و نرم دختر فرو رفت
مثله تشنه ای که به آب رسیده بود
چقدر موهایش نرم و دوست داشتنی بودن بر خلاف ظاهر خشن و خفنش،
جیمین با لبخند نصف و نیمه ای زد و گفت : به قول مادرت تو واقعاً خوش زبون و شیرینی،
هویون با لبخندی ریز خندید نگاهش بی اختیار به سمت لب های جیمین سر خورد اما خیلی زود خودش رو پس کشید ترسی مبهم در دلش بود ترس از تکرار یک اشتباه از رد شدن دوباره اما جیمین این تردید رو خواند درست از میان عمق نگاهش با دست دیگه اش آرام پشت کمر هویون رو لمس کرد، نزدیک شد و بالاخره اون فاصله هم از بین رفت. درست به آرامی مانند وزش بادی که شبها پرده رو کنار میزنه جیمین میدونست که بار های ،قبلی دلخوری اش از بوسه دخترک نبود از خودش بود از ترسش، از بی زمانی اون لحظه و هویون باید این رو میفهمید این بار قبل از اینکه باد از راه برسه، لب های گرم و ملتهب جیمین بودند که روی لب های هویون فرود اومدند
بوسه ای آرام واقعی و پر از چیزی که سالها در سینه ی هر دو خاک خورده بود هویون با قلبی که بشدت در سینه اش می‌تپد دو دستش رو بالا آورد و روی سینه ی جیمین گذاشت.
از پشت اون پارچه‌ای نازک تپش‌های تند و بی‌قرار قلب پسر رو حس میکرد قلب یک مرد که حالا نه برای دعوا با چیز دیگری بلکه برای دخترک جوانی می‌تپید که میان بازوهایش ایستاده بود.
لب های جیمین آرام و نرم مثل موجی ملایم بر ماسه‌ی ساحل روی لب های هویون می‌رقصیدند. بوسه هایی سبک، گاه عاشقانه و گاه بی،هوا درست مثل قطره های باران روی گلبرگ‌ها
دست جیمین با حرکتی نوازشگرانه، روی گردن هویون نشست
و بعد آرام لب هایش فاصله گرفتن. چشم هاشون به هم دوخته شد.
دیدگاه ها (۲)

Slave ♡ Season ♡ Part ۱۵۶ بین انوارهای طلایی برج ایفل در شب ...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۵۷یک ماه بعد ......نور طلایی و نرم ...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۵۴حرف های شیرین و قشنگ آن مرد قلب د...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۵۳نیم ساعتی گذشته بود و هر دو در سک...

ماه خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط