هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی

هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی

ازین زمانه دلم سیر می شود گاهی

عقاب تیزپر دشت های استغنا

اسیر پنجه تقدیر می شود گاهی

صدای زمزمه عاشقان آزادی

فغان و ناله شبگیر می شود گاهی

نگاه مردم بیگانه در دل غربت

به چشم خسته من تیر می شود گاهی

مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز

جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی

بگو اگرچه به جایی نمی رسد فریاد

کلام حق دم شمشیر می شود گاهی

بگیر دست مرا آشنای درد بگیر

نگو چنین و چنان دیر می شود گاهی

بسوی خویش می کشد مرا چه خون و چه خاک

محبت است که زنجیر می شود گاهی
دیدگاه ها (۱)

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را

مادر هلندی دخترش را از رقه "نجات" داد العالم - یک مادر هلندی...

زردها بیهوده قرمز نشدند قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار ...

عابرین ای عابرین بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر دشمن می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط