اولین بار

اولین بار

که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است

تب می کنم عرق می کنم میلرزم

جان می دهم هزار بار

می میرم وزنده می شم پیش چشمهای تو

تا بگویم دوستت دارم

اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم

خیلی سخت است

اما آخرین بار آن از همیشه سخت تر است

و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم

و بعد راهم را بگیرم و بروم

چون تازه فهمیدم

تو هرگز دوستم نداشتی.
دیدگاه ها (۱)

یاد من باشد فردا دم صبح ، به نسیم از سر صدق سلامی بدهم و به...

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود! با خ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط