من امیدی را در خود، بارور ساخته‌ام

من امیدی را در خود، بارور ساخته‌ام
تار و پودش را با عشق تو پرداخته‌ام
مثل تابیدنِ مهری در دل،
مثل جوشیدنِ شعری از جان،
مثل بالیدنِ عطری در گل،
جریان خواهم یافت
راه خواهم افتاد
باز از ریشه به برگ،
باز از "بود" به "هست"

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۰)

هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیده‌ای؟من در میان جمع و دلم جای دیگر...

راه عشق سخت است و دشوارهنگامی که عشق تو را به اشارتی فرا ميخ...

از کجا این عطر ؟از کجا صدای تو می‌آید ؟در گوش صدایی‌ستکه چون...

آدم می تواند خودش باشد درست شبیه جهان ناشناخته و هیجان انگیز...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

تک پارتی سوکوکو نوشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط