ᏢᎪᏒᏆ 9

ᏢᎪᏒᏆ 9
فک کنم رفیق جینو سَم بود.لوازم آرایش و گوشیم و کلید خونم رو داخل کیف کذاشتم و رفتم پایین.
رامین:سلام.
سم:سلام،اسمت داهی بود درسته؟
جینو:اره،سلام داهی.
+سلام
سوار ماشین شدم.جینو حرکت کرد سمت بار.
+میشه یکم بری اونور تر.
سم:چرا؟؟
+احساس نمیکنی یکم زیادی بهم نزدیکی؟
سم:اوه بله.ببخشید مادام!
+(زیر لب یک هولی نصارش کردم!)
جینو:رسیدیم!شما بانو ها برید داخل من یک کاری با سم دارم.
رامین:باشه عشقم زود بیا!
((ویو نویسنده:اَه اَه اَه،چندششش))
+رامین بیا بریم تا چپو راستتو یکی نکردم.
رامین:باشه بابا!
من یا بعضی وقتا خیلی رمانتیکم یا خیلی غیر رمانتیک؛میدونم هر روز چیز عجیب از خودم کشف میکنم!
رامین:به چی فکر میکنی؟بیا بریم دیگه!
+باشعه
رفتیم داخل بار،خیلی سوت و کور بود!درواقع باید بگم کل لامپا خاموش بود.
که رامین گفت:((کسی هست؟))
+منم اجنههه(خنده بلندد شیطانی)
رامین:وایییی(واقعا ترسید)
+اسگل من بودم!
رامین:عوضی دیگه.
((نویسنده:مکالمه هر روز منو رفیقم:رامین و داهی))
+خیلی ممنون!
که یهو چراغا روشن شد!
سم و جینو یک دفعه جلو چشممون ظاهر شدن.که جینو جلو رامین زانو زد.با لحنی که معلوم بود کمی استرس داخلش هست گفت:خانم جانگ رامین،میشه شمارو همسر خودم بدونم؟تا ابد کنارتون بمونم چه تو بدی و چه تو خوبی؟
رامین:بله!(اشک شوق)
دیدگاه ها (۴)

۲۱۰ تاییمون مبارککک🥳مرسی خانواده قشنگم❤

ᏢᎪᏒᏆ 10رامین:بله!خب کبوترای عاشق هم بهم رسیدند.ولی،به الان ح...

ᏢᎪᏒᏆ 2 +مرسی.نیک:میگم شوهرت خوبه؟+اره.عالیه!نیک:خب پس؛خوشبت ...

فالو‌نشه خوشگله؟؟@989340_7831

spanish girl:12

#پارت۱۲رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥من عاشقت شدم ا/ت من خیلی وقت بو...

امشبنویسنده؛ ذوقعلیامشب دامیان.ملیندا.داناوان تو خونه منتظر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط