ای محو تماشای تو چشمان پری ها

ای محو تماشای تو چشمان پری ها
از رایحه ات مست تمام سحری ها

خون است دل ما ز فراق رخ ماهت
محصول غم عشق تو شد خونجگری ها

ای گمشده ی این دل سرگشته کجایی ؟
بس نیست مگر در طلبت در به دری ها ؟

ای همسفر باد صبا نام مرا هم
کن ثبت نگارا به صف همسفری ها

با سالک بیچاره بگو راه کدام است
باید که به تو ختم شود رهسپری ها

ای یار سحر خیز ، سحرخیز نمایم
محبوب تو باشد سحر و دیده تری ها

باید که نمازی به تمنای تو خوانیم
فارغ ز غم نان و تب سیم و زری ها

ای کاش برای دل من از غم عشقت
بالا برود زود تب بهره وری ها

شوق نفسی دیدن تو جان به لبم کرد
ما را برهان یار از این جان به سری ها
دیدگاه ها (۲)

به لب رسیده جانم آقا کجایی.....

جانم فدای خال لبت نازنین نگار ساقی ز زندگی به خدا س...

السلام ای آفتاب پشت ابرالسلام ای اوج قله، کوه صبرالسلام ای ف...

نامه منتشرنشده حاج قاسم برای کتاب «من زنده‌ام» معصومه آباد ...

🌱🍒به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیربه رنج دل سزاوارم، ...

#معرفی_آهنگدرخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهالِ دلبری ...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط