هوای تازه

هوای تازه

جلو خودم را نگاه کردم
در جمعیت تو را دیدم
میان گندم‏ها تو را دیدم
زیر درختی تو را دیدم.

در انتهای همه سفرهایم
در عمق همه عذاب‏هایم
در خَم ِ همه خنده‏ها
سر بر کرده از آب و از آتش،

تابستان و زمستان تو را دیدم
در خانه‏ام تو را دیدم
در آغوش خود تو را دیدم
در رؤیاهای خود تو را دیدم

دیگر ترکت نخواهم کرد.
دیدگاه ها (۱)

در نگاهت حضور مولانا استپا رکاب دو شمس تبریزی!

شب خوش خورشید ..نکته مهم .خوبیهات خیلی سرتر از ................

Practicing PoetessWhat a lovely way to dieIn the arms of the...

تقدیم بتو که با سکوتت .غوغایی بپا کرده ای که نگو ونپرس .بازه...

روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط