قلبی داشتم زخمی پر از نامردی های روزگار..

قلبی داشتم زخمی پر از نامردی های روزگار..
فرشته ای رسید به جانم..دستهایش.نفس هایش.نگاهش.محبتش بی پایانش,و عشق پاکش..تمام زخم های قلبم را پوشاند..خودش را مثل شمعی برایم ذره ذره آب کرد تا گرم کند تن یخ زده ام را از حوادث روزگار.. و هنوز که هنوزه برایم میسوزد,,و عجیب نیست که تا زنده ام منت این فرشته مهربان را نکشم..هر روز دست هایش را بوسه باران نکنم و مدیونش باشم تا زنده ام


نفسم من خاک پای توام..
دیدگاه ها (۱)

چشمهای روشنت رنگ دلنشین شیداییستچشمهایت حدیث نگفته هایی از ...

عزیز دل سلام...مهربان من سلام,,,صبحت بخیر بانوی من...ملکه قل...

لحظه هام تباه بی تو زندگیم سیاه بی تو.دل من فقط به بودنت خوش...

بی قراری همین ضربان های قلب من و توست..همین که صدای هم را می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط