به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد !

به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد !


به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی !


قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !


قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم ......................
دیدگاه ها (۲۳)

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید, و به جاش...

ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود... ای کاش هرگز ند...

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی...

میخواهی بروی؟ خب برو... انتظار مرا وحشتی نیست, شبهای بی ق...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط