تمام

تمام
بوسہ ها و
نوازش ها می دانستند
کہ دست هاے تو
ویران خواهد شد
چرا نگاه نکردم...!؟
دیدگاه ها (۱)

آهنگِ شب بہ گوشِ من آید؛ لیکدر ظلمتِ عبوسِ لطیفِ شبمن در پیِ...

صبح کہ می شود سایہ ات رابر دلم پهن کن آفتاب رویت شگون دارد د...

صبح از سفال آسمان می تراودو شاخه شبانه ی اندیشه من بر پرتگاه...

دلم می خواست می شددیدنت را هر شب و هر شب ...

تمام بوسه ها و نوازش ها می دانستند که دستهای تو ویران خواهدش...

از بوسه ای ناب تو شکر می بارد از حرف و کلام تو گهر می باردهر...

بچه ها کسی می‌دونه چرا ویلیام تو مانگا چشمشو از دست داد من ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط