خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته
ای خدای بی‌نصیبان، طاقتم ده، طاقتم ده!
ای قبله‌گاه ما غریبان، طاقتم ده، طاقتم ده!
ساغرم شکست ای ساقی رفته‌ام زدست ای ساقی در میان توفان!
برموج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد یک‌بـاره مـهـــر غـم زده‌شــد بــر ســرنـوشـت آدم
ساغرم شکست ای ساقی رفته‌ام زدست ای ساقی
تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی در ســــراب نــــاکــــامـی‌هــا ای بــلای نافرجامی‌ها
نبــرده لـب بــــرجــامــی می‌کشم به‌ دوش ازحسرت بار مستی و بدنامی‌ها
برموج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌ شـد یک‌بـاره مـهـــر غـم زده‌ شــد بــر ســرنـوشـت آدم
ساغرم شکست ای ساقی رفته‌ام زدست ای ساقی
حکایت از چه‌کنم؟ شکایت از که‌کنم؟ که خود به دست خود آتش بردل خون شده نگران زده‌ام!
حکایت از چه‌کنم؟ شکایت از که‌کنم؟ که خود به دست خود آتش بردل خون شده نگران زده‌ام!
برموج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌ شـد یک‌بـاره مـهـــر غـم زده‌ شــد بــر ســرنـوشـت آدم
تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی در ســــراب نــــاکــــامـی‌هــا ای بــلای نافرجامی‌ها
نبــرده لـب بــــرجــامــی می‌کشم به‌ دوش ازحسرت بار مستی و بدنامی‌ها
بر موج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد یک‌باره مـهـــر غـم زده‌شــد بــر ســرنـوشـت آدم
ساغرم شکست ای ساقی رفته‌ام زدست ای ساقی
دیدگاه ها (۱)

#ارباب‌سنگدل #پارت_8فردا>>>>کوک همه جای عمارت رو گشت مهمون...

چند پارتی جونگ کوک

این رمان تخیلی هست واقعی نیست ---**عنوان: لرزشی که صدا رو پس...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁷«نیلوفر خونی» رو محکم تلفظ کردم...و ب...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط