در اتاق بسته

¨ دَرِ اُتاق بَستـهِ
تِکیـه به دَر
آرومـ آرومـ میشینیـ ـو
خیره میشیــ
کمـ کمـ اَشکاتـ جاری میشَنـ بِدونِ اینکـه حِسِشونـ کُنیـ!
جلو دَهنتو میگیریـ که صِداتـو نشنوَنـ
تُند تُند نَفَسـ میکِشیـ... با گِریـه!
آرومـ تر که شُدی اَشکاتـ ـو پاکـ میکَنیـ و
لَبخنـد و رو صورتِتـ تنظیمـ میکُنیـ
دَر باز میشـهِ و میری بیرونـ از اُتاقـ!
تظاهـُر... تظاهُـر به خوبیـ:)
اِدامـهِ میدیـ...
یـَنیـ بایَد اِدامـهِ بِدیـ!
اینجا هَمـهِ چیـ بایَدیـهـ!
اِدامـه بده...
اَلَکیـ خوبـ باشـ! فقَط باشـ!

"لَبخـند یادِتـ نـَرهِ:)" ¨
دیدگاه ها (۳)

♚بـــہ  "بـی کـسـی " هـای هـر کـسـی سـر زدمیـک "تـــو" در زن...

♚بـــہ  "بـی کـسـی " هـای هـر کـسـی سـر زدمیـک "تـــو" در زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط