‌ زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.

‌ زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیرزن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود!

..............

قدر کسایی که به زندگیتون معنا میدنو بدونید تا دیر نشده...
دیدگاه ها (۱۱)

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

★彡   Part 41 彡★ فکر میکردم بالا پایین رفتن از این همه پله کا...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 1صدای ترمز شدید ماشین سکوت کوچه را شکست.هان ج...

قلب یخی

🔥 حامیان اغتشاشگران و شعار «زن، زندگی آزادی» چه کسانی هستن؟1...

نقد فیلم «در آستانه‌ی جنگ»

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط