خـونـ شـیـریـنـ
خـونـ شـیـریـنـ
پـارتـ ۳
کوک :خب اومدیم رستوران غذا هم سفارش دادیم الان گشنته یا خیر ؟
ات:توچی
کوک:من خوردم سیر شدم ت بگو
ات:من گوشنمه بازم غذا میخوام کوکی (با کیوت بودن)
کوک:خندید و گفت اوکی چی میخوای
ات: منو رو بده
کوک :بیا
ات :خببببب یدونه کیمچی یدونه نودل یه سوشی
کوک :شکمو باشه میگیرم برات
گارسون غذا رو اورد و ات شروع کرد به خوردن
ات :جونگ کوک
کوک:بله
ات:خب تو مهربونی من فکر میکردم قراره پدرم رو در بیاری
کوک :کتاب رو از جلدش قضاوت نکن
ات : از این حرفاهم بلدی جونگ کوکی
کوک :نه فقط تو بلدی حالا هم غذا تو بخور میخوایم بریم یه جایی
ات:کجا
کوک :میفهمی ...
پـارتـ ۳
کوک :خب اومدیم رستوران غذا هم سفارش دادیم الان گشنته یا خیر ؟
ات:توچی
کوک:من خوردم سیر شدم ت بگو
ات:من گوشنمه بازم غذا میخوام کوکی (با کیوت بودن)
کوک:خندید و گفت اوکی چی میخوای
ات: منو رو بده
کوک :بیا
ات :خببببب یدونه کیمچی یدونه نودل یه سوشی
کوک :شکمو باشه میگیرم برات
گارسون غذا رو اورد و ات شروع کرد به خوردن
ات :جونگ کوک
کوک:بله
ات:خب تو مهربونی من فکر میکردم قراره پدرم رو در بیاری
کوک :کتاب رو از جلدش قضاوت نکن
ات : از این حرفاهم بلدی جونگ کوکی
کوک :نه فقط تو بلدی حالا هم غذا تو بخور میخوایم بریم یه جایی
ات:کجا
کوک :میفهمی ...
- ۶.۶k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط