من هیچ وقت درگیر دخترونگی نشدم.

من هیچ وقت درگیر دخترونگی نشدم.
هیچ وقت با هیچ قاعده‌ و قانونی جفت و جور نشدم
از کودکی تابو شکنی کردم و یجورایی به قول معروف دولت تعیین کردم.
ژست دخترانه نداشتم.
میز آرایش نداشتم.
اتاق خواب خوش رنگ نداشتم.
طلا و زیورآلات نداشتم.
ناز‌ و اطوار نداشتم.
آرایش کردن بلد نبودم.
شبا با عروسک نمیخوابیدم.
دوچرخه خوش رنگ با یه سبد گل گلی نداشتم و با دوچرخه برادرم که استفاده نمی‌کرد بازی می‌کردم.
دوران بچگی وقتی تابستون می‌شد با بلوز آستین کوتاه و کلاه‌های‌ قدیمی بابام تو کوچه خیابونای محلمون با پسرای‌ محل توپ بازی‌ می‌کردم ‌و بعدش ۷،۸ تا بستنی عروسکی می‌گرفتیم و مسابقه می‌ذاشتیم که کی زودتر تموم‌‌ می‌کنه.
دوران‌ نوجوونی خیلی با خودم تمرین می‌کردم که دخترونه رفتار کنم‌ ولی بازم موفق نشدم می‌دونی چرا؟
چون خودم نبودم.
هنوزم همینم ولی حالا تو سن ۲۶ سالگی فهمیدم من به درستی زندگی‌ کردم، چون استانداردهایی که برای دختر بودن رواج داره اشتباهه نه من.
خیلی به خودم، سبک زندگیم و مسیری که انتخاب کردم‌ افتخار میکنم چون خودم بودم و هستم.
دختر بودن به صورتی بودن و ‌لاک ناخن و‌ ... نیست. هر طور که هستی خودت باش چه اینوری چه اونوری.
خودت باش.
.
.
.
.
#جنوب #دلنوشته #دریا #خودت_باش #خودتو_دوست_داشته_باش
دیدگاه ها (۱)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

مافیای من

★彡   Part 9 彡★ مرموز نگاهش کردم.منظورش چی بود؟"تو، میخوای دق...

My idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط