#pain

#pain
#P⁸²
#season²
یونگی دست خودشو جیمین رو به هم قفل میکنه و میگه:
+ آره کاملا یادمه.
_ تو میدونی که اون دو تا چقدر برای من با ارزش هستن و نمیخوام غم هیچکدوم رو ببینم. الان که رفتم اتاق جونگکوک داشت چمدونش رو برای یک سفر کاری میبست.
+خب به سلامتی قراره کجا بره حالا؟ وایسا، نکنه که...
جیمین سر تگون میده و میگه:
_ آره قراره بره ایتالیا. یک هفته قراره اونجا بمونه و فقط یک روزش مسابقه اس. جونگکوک بهم گفت قراره بقیه روز ها رو بره گردش و به شهر فلورانس هم سر میزنه و من نگرانم که یه وقت تهیونگ رو اونجا ببینه و دوباره غمش تازه بشه.
+ چرا به تهیونگ نمیگی؟
_ نمیتونم. من یک ساله از جونگکوک هیچ خبری بهش نمیدم که همدیگه رو فراموش کنن و خب در واقع هدفم فراموش کردن اون درد هایی کشیدنه.
+ متوجه ام.
کمی سکوت میکنن و بعد یونگی سکوت رو میشکنه و میگه:
+ آها من یک فکر دارم.
جیمین با امید بهش نگاه میکنه.
+ یادته گفتم من با یکی از همکارای جونگکوک دوستم؟ مطمئنم اونم قراره توی این سفر باشه. پس چطوره ازش بخوام حواسش به جونگکوک باشه؟
_ خیلی خوب میشه اینجوری.
یونگی که دوباره لبخند رو روی لب های جیمین دید لبخندی زد، عینکش رو در اورد و به جیمین نزدیک شد و نزدیک شد. جیمین همش عقب میرفت تا اینکه مجبور شد دراز بکشه. یونگی روی لب های جیمین معلق بود.
+ اجازه دارم؟
جیمین لبخندی میزنه و فاصله ی کمی که بینشون بود رو به صفر میرسونه و جرقه ی یک بوسه آتشین رو میزنه. به نظر میرسید یونگی خیلی وقته تشنه ی این بوسه و به دندان کشیدن لب های نرم جیمین بود چون با گرسنگی جیمین رو میبوسید. صدای بوسه ی آتشین این زوج جوری در هوا پیچیده بود که هیچ چیزی یا کسی جرات نمیکرد مانع بوسه بشه. یونگی یکی از دست های جیمین رو به انگشتانش قفل کرده بود و دست دیگه اش روی گونه ی جیمین در حال نوازش کردن گونه ی جیمین بود. یکی از دست های جیمین قفل انگشتان یونگی بود و دیگری روی قلب یونگی بود. قلب یونگی زیر دست جیمین به صورت نامنظم و با هیجان زیر میکوبید. بینی جیمین که حتی توی یک بوسه ی آتشین هم کار میکرد، بوی سوختن غذا رو احساس میکنه و به پیوند لب هاش با یونگی رو با صدای ملوچ مولوچی بلند خاتمه میده و میگه:
_ یونگی غذا سوخت.
یونگی سریع از روی جیمین بلند میشه و به جیمین که با سرعت به سمت آشپزخونه میره نگاه میکنه و لبخندی میزنه. لیسی به لباش که هنوز اثر بوسه روش بود، میزنه.




تا چند روز حمایت کنید من بازم دست پر و با پارت های قشنگ میام.
بوس بهتون😝
دیدگاه ها (۴)

یکیتون درخواست داده بود اینو بزارم بفرما عزیزم

#pain#P⁸¹#Season²_ کجا؟ گفتی کجا قراره برین؟ جونگکوک به سمت ...

#pain#P⁸⁰#season²قبلا گواهینامه موتور سواری رو گرفته بود و ح...

☆ میدونی بزرگترین ترس من چیه؟اینه که تو بغل یکی باشم، ولی دل...

ماه خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط