‍ بی آن‌که بدانی حرف زده‌ای

‍ بی آن‌که بدانی حرف زده‌ای
بی‌آن‌که بدانی زنده بوده‌ای
بی‌آن‌که بدانی مُرده‌ای
ساعت را بپرس کمکت می‌کند
از هوا حرف بزن کمکت می‌کند
نام مادرت را به یاد بیاور
شکل و تصویر کسی را
سریع! از چیز کوچکی آغاز کن
مثلاً رنگ‌ها مثلاً رنگ زرد
سبز، اسم چند نوع درخت
به مغزی که نیست فشار بیاور
فصل‌ها را، مثلاً برف
سریع باش، سریع
چیزی برای بودنت پیدا کن، دُور بردار
ممکن است بقیه چیزها یادت بیاید
سریع! وگرنه
واقعاً
به مرگت
عادت کرده‌ای


شهرام شیدایی
دیدگاه ها (۱)

‍ ‍ مگر‌ چه می‌خواهم از‌ وطن؟جز لقمه‌ای نان و خیالی آسودهچه ...

جمهوری «کنیا» هم حساب بازرگانان جمهوری اسلامی را مسدود کرد!ل...

آنهایی که تا محبت می‌بینند می‌روند، ریشهندارند!وگرنه شما کدا...

مهتاب قرمزپارت چهارمآن شب، بعد از حرف‌های موان، سکوت سنگینی ...

موقعیت:شوگا و جیمین در فضای دنجِ اتاق در حال استراحت هستند ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط