کنارم که هستی زمان هم مثل من دستپاچه می شود

کنارم که هستی زمان هم مثل من دستپاچه می شود

عقربه ها دوتا یکی می پرند

اماهمین که می روی...

تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم

جانم را می گیرند ثانیه های بی تو....
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۱دستگیره‌ی در آرام‌آرام پایین رف...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

هتل ۴۰۴ p.3

پدرخواندهp⁴"ساعت ۱۱ شب"جونگکوک توی اتاق نشیمن قدم می‌زد و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط