من باز مانده از در او ، منتظر شدم

من باز مانده از در او ، منتظر شدم
نگشاده دیده روی وی دربه در ‌شدم
روزی به رهگذار ملامتگران شدم
از بس که خواستم به سلامت گذر شدم
از هر طرف که مینگرم نقش پای اوست
تا روز بر سر راهش دیده ور شدم
چون شمع از انتظار به بالین نشسته‌ام
من لحظه لحظه از فراقش آب تر شدم
دیدگاه ها (۰)

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁴ | پارتـ ⁴🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

#in_your_eyespart_1۰۹ویو کوکنمی‌دونم چند ساعت گذشته بوداز وق...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒یک هفته بعد، الین داخل ماشینی ...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

کامنت بزار تا جایی که میتونی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط