یارو میخواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره باخودش فکرمی

یارو میخواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره باخودش فکرمیکنه,میگه:الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین, شایدهمسایه بگه نردبون ما کوتاهه,یابگه نردبون ما شکسته, یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم.
خلاصه میره دم خونه همسایه در میزنه
همسایه میاد دم در میگه بفرمایید…؟
یارو میگه:برو بابا شما هم با این نردبونتون!!!!!
دیدگاه ها (۴)

شبتون پر از نور خدا…

ی جمله در موردش بگید؟؟

نمیدانم الزایمر بودی یا عشق؟!از روزی که مبتلایت شدم خودم را ...

باید ببینمت!چرا که روی نوار قلبی ام پیوسته نام تو بود!و پزشک...

عشق آسمانی پارت ۲

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

ری اکشن پسرای اسلیترین.Pov:وقتی جلوشون از عمد لباس باز میپوش...

#pain#P⁹⁴#Season²کلافگی نفسش رو بیرون میده. اون روز همراه می...

پارت ۱۳ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]زبان نفر ا =بکی (خودم هم حس میک...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐جونگکوک:اه مامان ولش کن بیا بغلم باهم ف...

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط