بارها از خویش می‌پرسم که مقصودت چه بود

بارها از خویش می‌پرسم که مقصودت چه بود
درک مرگ از مرگ کاری ساده نیست
رنج ما و آن امانت قتل و هابیل و بهشت
چاره‌ای کن ای معما چاره‌ای در چاره نیست
روزها رفتند و رفتیم و گذشت
آه آری زندگی افسانه بود
خاطری از خاطراتی مانده جا
تار مویی در کنار شانه بود
یادگارم چند حرفی روی سنگ
باد و باران و زمان و هاله‌ای
سبزه می‌روید به روی خاک من
می‌چرد بابونه را بزغاله‌ای!

✍ #حسين_پناهي
📚 #سالهاست_که_مرده‌ام
دیدگاه ها (۳)

......//برده ی زیبا//......

بارها از خویش می‌پرسم که مقصودت چه بوددرک مرگ از مرگ کاری سا...

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه166 خطبه اى از آن حضرت (ع ) در آغاز ...

---ماه و شبحپارت هجدهم | شب‌های بی‌صدادو هفته از مرگ خانم کی...

شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم ...

عشرت بنی هاشمی

بارها شده که ما از ایمان و اراده گفته ایماما گاهی براثر کوتا...

*شیوانا با دوتن از شاگردانش همراه کاروانی به شهری دور می رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط