بغلـــــم کـــــن پدرم ...!!!

بغلـــــم کـــــن پدرم ...!!!
دیگر هیچ‌چیزی غم‌هایم را تسکین نمی‌دهد ...
دیگر هیچ چیزدل پر آشوبم رو تسلی نمی بخشد..
بغلـــــم کـــــن ...!!!
پـدر ...
بگو، چطور آرام شوم ..؟
دخترت از پای درآمده ...
همان دختری که معنی درد را نمیدانست
همان دختری که نفسش به نفست بند بود..
همان دختری که آغوشت برایم امنیت می آورد..
بغـــــلم کـــــن ...!!!
پدر مهربانـــــم...
به داد دلم برس...
ضمانتم را پیش خدا کن..!!!
رمقی نیست ..
نایی نیست ...
دردهایی دارم که خبر نداری ...
باز هم باخته‌ام..
بازهم زمین خورده‌ام ...
بلندم کن..
بلندم کن پدر،،،
ایستادن روی پاهایم سخت شده..
زانوهایم رمق ندارند..
بازهم نبودی زمین خوردم پدر..
بلندم کن...
بتکان زانوهای خاکی‌ام را ...
بغلـــــم کـــــن ..!
دیگر آن کودک معصوم تو نیستم...
می‌دانم زخم چیست؟
درد چیست؟
ناله چطوریست؟؟
نامهربان کیست؟؟؟
هیـــــس ...!!!
پدر ، فقط بغلم کن....
دیدگاه ها (۱۰)

حوصله نااااااروم ....حوصله نداروووووومآی ام بی حوصلهنووووو ح...

.

.

❣❤ آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادمکه میترسم هرگاه از شادی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط