مرد اگر بودم،

مرد اگر بودم،
نبودنت را غروب‌هایِ زمستان
در قهوه‌خانه‌هایِ دوری
سیگار می‌کشیدم
نبودنت
دود می‌شد ...
و می‌نشست رویِ بخارِ شیشه‌هایِ قهوه‌خانه
بعد تکیه می‌دادم به صندلی
چشم‌هایم را می‌بستم
و انگشتانم را
دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ حلقه می‌کردم
تا بیشتر
از یادم بروی!
_
نامرد اگر بودم
نبودنت را
تا حالا باید
فراموش کرده باشم
مرد نیستم اما
نامرد هم نیستم
زنم
و نبودنت
پیرهنم شده است!
....
دیدگاه ها (۲)

درد یعنی انقدر تنها باشی که ابر دلتنگی جز روی سر تو جای دیگر...

دیگر قهوه تـُـرک دم نمی کنمرنگ چشم های توست!سیگــــار روشن ن...

کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم کنار رویاهای بچه گانه تا ابد سر میکرد...

درد یــــــــــــــــــــعنے ... زیـــــــــ...

مثل خنده نوزادی که غرقِ خوابه،مثل شربت خنکِ آلبالو تو یه روز...

🌱 یادش بخیر...یادش بخیر روزهایی که زنگ در خانه را با دست می‌...

دهه شصت،،،،نظرتون راجع به این زمان بگید!دهه شصت؛ ضیافتِ سادگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط