Part ...
Part:51. #ریاست.عشق
تهیونگ به ماشین تکیه کرده بود و منتظر من بود
دروغ نگم خیلی جذاب تر از هشت سال پیش شده بود
یه تیپ لش مشکی زده بود با یه عینک و یه لبخند دختر کش
+سلام
_ چه قدر عوض شدی
+اوم توهم همینطور
_ ولی نه به اندازه تو
+ لبخند)
_خب بریم
+اوم
سوار ماشین شدم و حرکت کردیم
_نگفتی چی شد شی اجازه داد بیای کره
+ شی مرده
_چی
+ دیروز کامیون زد بهش مرد
_ جوری حرف می زنی انگار خار تو پاش رفته
طرف مرده یکم ناراحت خودتو نشون بده
+ چرا باید خودمو برای کسی که زندگیمو خراب کرده ناراحت نشون بدم
_منظورت چیه
+بهم خیانت کرد
_ مرتیکه اشغال
همون بهتر که مرد دیگه هم نمی خواد برگردی آمریکا
+مطمئن باش بمیرم هم بر نمی گردم
_خوب رسیدیم
اون ماشینه جئون
+جئون
اونم هست
_ارع
ات از کنارم جم نمی خوری
+مگه بچم
_نه ولی نمی شه به اینا اعتماد کرد
مخصوصا اینکه برادر شی هم اینجاست و به خونت تشنس
+خنده)
اوکی
_خوبه پیاده شو
تهیونگ به ماشین تکیه کرده بود و منتظر من بود
دروغ نگم خیلی جذاب تر از هشت سال پیش شده بود
یه تیپ لش مشکی زده بود با یه عینک و یه لبخند دختر کش
+سلام
_ چه قدر عوض شدی
+اوم توهم همینطور
_ ولی نه به اندازه تو
+ لبخند)
_خب بریم
+اوم
سوار ماشین شدم و حرکت کردیم
_نگفتی چی شد شی اجازه داد بیای کره
+ شی مرده
_چی
+ دیروز کامیون زد بهش مرد
_ جوری حرف می زنی انگار خار تو پاش رفته
طرف مرده یکم ناراحت خودتو نشون بده
+ چرا باید خودمو برای کسی که زندگیمو خراب کرده ناراحت نشون بدم
_منظورت چیه
+بهم خیانت کرد
_ مرتیکه اشغال
همون بهتر که مرد دیگه هم نمی خواد برگردی آمریکا
+مطمئن باش بمیرم هم بر نمی گردم
_خوب رسیدیم
اون ماشینه جئون
+جئون
اونم هست
_ارع
ات از کنارم جم نمی خوری
+مگه بچم
_نه ولی نمی شه به اینا اعتماد کرد
مخصوصا اینکه برادر شی هم اینجاست و به خونت تشنس
+خنده)
اوکی
_خوبه پیاده شو
- ۱۱۱
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط