تقدیم به تو که آزاد زیستن و زیبا مردن را
تقدیم به تو که آزاد زیستن و زیبا مردن را
با ایثار مادرانه می آموزی ..
امپراتور من !
ای دورترین انسان رنج دیده ی زمین ..
بی آب می توانم زیست !
زیرا که چشمه ای در قلب من جاریست
چشمه ای که تویی ..
بی طعام می توانم زیست !
زیرا که باغ سیبی بر قلب من همیشه آباد است
باغ سیبی که تویی ..
بی هوا می توانم زیست !
زیرا که همواره نسیمی از جنس بهار در قلب من می وزد
نسیمی که تویی ..
بی خورشید می توانم زیست !
زیرا که کهکشانی از نور در قلب من همیشه افروخته است
کهکشانی که تویی ..
بی تو اما
هرگز نمی توانم زیست !
زیرا که بی تو
در قلب چشمه ای خشک می شود ..
باغی در آتش می سوزد ..
نسیمی مبدل به سنگ می شود ..
و کهکشان می میرد ..
امپراتور من
قلب من برای تو میتپد
و شعر بزرگ آزادی را
با خون خویش برای تو می سرایم ..
با ایثار مادرانه می آموزی ..
امپراتور من !
ای دورترین انسان رنج دیده ی زمین ..
بی آب می توانم زیست !
زیرا که چشمه ای در قلب من جاریست
چشمه ای که تویی ..
بی طعام می توانم زیست !
زیرا که باغ سیبی بر قلب من همیشه آباد است
باغ سیبی که تویی ..
بی هوا می توانم زیست !
زیرا که همواره نسیمی از جنس بهار در قلب من می وزد
نسیمی که تویی ..
بی خورشید می توانم زیست !
زیرا که کهکشانی از نور در قلب من همیشه افروخته است
کهکشانی که تویی ..
بی تو اما
هرگز نمی توانم زیست !
زیرا که بی تو
در قلب چشمه ای خشک می شود ..
باغی در آتش می سوزد ..
نسیمی مبدل به سنگ می شود ..
و کهکشان می میرد ..
امپراتور من
قلب من برای تو میتپد
و شعر بزرگ آزادی را
با خون خویش برای تو می سرایم ..
- ۲.۰k
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط