خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتم

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتم


عشق را کی میچشم کی از توگردد نوبتم

منتظر ماندم ببینم عاشقی با تو چه کرد

تا به یادت می فتادم می شکستی خلوتم

قلب من درحسرت عاشق شدن رسوای توست

تو نمیخواهی بمانم تا ابد در حسرتم

آه از سرمای سخت این زمستان فراق

گرمی عشق تو باشد در دو عالم ثروتم

تا تو را دیدم نمیدانم چرا بی خود شدم

عاشقی عاشق پرستی تا ابد شد عادتم
دیدگاه ها (۲)

کیاا تجروبشو دارن ؟؟

سلام به همه ای دوستان ...ازخورشیدیادبگیرم بدون توقع به همه ب...

گفتمش بی تو دلم می گیرد !!!!!!گفت با خاطره ها خلوت کن..........

سهم من کجاست ...؟کجا باید قدم بگذارم که کسی را له نکنم ؟ سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط