چند پارتی
چند پارتی
مربی جذابم
Part:1.
سلام من ا.ت هستم و20سالمه همیشه دلم میخواست توی کمپانی هایپ دنسر بشم ولی خانوادم مخالفت میکردن و الان بعد کلی حرف راضیشون کردم و تست دادم اول رد شدم اما دومین بار قبول شدم امروز قراره با مربی دنسم آشنا بشم خب یه مدت باید آموزش ببینم ساعت 7 بیدار شدم یه دوش گرفتمو اومدم بیرون موهامو خشک کردم یه شروان لی آبی یه تیشرت سفید و یه کت بافت گربهی طور پوشیدم و کیف همرنگشو انداختم و کفش سفیدمو پوشیدم از اتاق زدم بیرون
ا.ت:مامان من رفتم
م ا.ت:اها.. وایسا
ا.ت:بله مامان
م ا.ت:بیا برات لقمه گرفتم تو راه بخور
ا.ت:مرسی مامان فعلا
م ا.ت:مواظب خودت باش فعلا
و اومدم بیرون یه تاکسی گرفتم و سوار شدم تو راه لقمه روخوردم که بعد چند مین رسیدم کرایرو حساب کردمو پیاده شدم رفتم داخل
ا.ت:خب گفتن طبقه دوم سمت راست اولین اتاق منتظر باشم پس
رفتم اسانسورو زدم که اومد پایین رفتم داخل و طبقه دوم زدم که استرس افتاد به جونم خب معلومه استرس میگیرم قراره یه آدم معروفو ببینم من نمیشناسمش ولی اینطور که شنیدم و تحقیق کردم خیلی معروفه آسانسور وایساد و در باز شد پیاده شدم رفتم سمت راست اولین اتاق یه نفس عمیق کشیدم در زدم و رفتم داخل کسی نبود اینجا که اتاق دنسه یعنی قراره از همون اول تمرینو شروع کنیم بهم نگفته بودن حداقل یه لباس مناسب میاوردم
ا.ت:ببینم ساعت چنده
گوشیمو در آوردم و نگاه کردم ۸و نیم اوه آلاناس که بیان
یه چند مین تو اتاق دور زدم که در زدن و بعد باز شد یه پسره اومد داخل فکر کنم اینه سلام کردم برای احترام خم شدم که اونم سلام کرد وقتی سرمو آوردم بالا تازه دیدمش واو چه خوشتیپه داشتم نگاش میکردم که
جیهوپ:جانگ هوسوک هستم مربی دنستون میتونید جیهوپ صدام کنید
ا.ت:آاا بله منم سون ا.ت هستم
جیهوپ:خوشبختم
ا.ت:همچنین
ادامه دارد....
امید وارم خوشتون بیاد 😊
لایک و کامنت یادتون نره 😙
استایل ا.ت اسلاید دوم❤️
مربی جذابم
Part:1.
سلام من ا.ت هستم و20سالمه همیشه دلم میخواست توی کمپانی هایپ دنسر بشم ولی خانوادم مخالفت میکردن و الان بعد کلی حرف راضیشون کردم و تست دادم اول رد شدم اما دومین بار قبول شدم امروز قراره با مربی دنسم آشنا بشم خب یه مدت باید آموزش ببینم ساعت 7 بیدار شدم یه دوش گرفتمو اومدم بیرون موهامو خشک کردم یه شروان لی آبی یه تیشرت سفید و یه کت بافت گربهی طور پوشیدم و کیف همرنگشو انداختم و کفش سفیدمو پوشیدم از اتاق زدم بیرون
ا.ت:مامان من رفتم
م ا.ت:اها.. وایسا
ا.ت:بله مامان
م ا.ت:بیا برات لقمه گرفتم تو راه بخور
ا.ت:مرسی مامان فعلا
م ا.ت:مواظب خودت باش فعلا
و اومدم بیرون یه تاکسی گرفتم و سوار شدم تو راه لقمه روخوردم که بعد چند مین رسیدم کرایرو حساب کردمو پیاده شدم رفتم داخل
ا.ت:خب گفتن طبقه دوم سمت راست اولین اتاق منتظر باشم پس
رفتم اسانسورو زدم که اومد پایین رفتم داخل و طبقه دوم زدم که استرس افتاد به جونم خب معلومه استرس میگیرم قراره یه آدم معروفو ببینم من نمیشناسمش ولی اینطور که شنیدم و تحقیق کردم خیلی معروفه آسانسور وایساد و در باز شد پیاده شدم رفتم سمت راست اولین اتاق یه نفس عمیق کشیدم در زدم و رفتم داخل کسی نبود اینجا که اتاق دنسه یعنی قراره از همون اول تمرینو شروع کنیم بهم نگفته بودن حداقل یه لباس مناسب میاوردم
ا.ت:ببینم ساعت چنده
گوشیمو در آوردم و نگاه کردم ۸و نیم اوه آلاناس که بیان
یه چند مین تو اتاق دور زدم که در زدن و بعد باز شد یه پسره اومد داخل فکر کنم اینه سلام کردم برای احترام خم شدم که اونم سلام کرد وقتی سرمو آوردم بالا تازه دیدمش واو چه خوشتیپه داشتم نگاش میکردم که
جیهوپ:جانگ هوسوک هستم مربی دنستون میتونید جیهوپ صدام کنید
ا.ت:آاا بله منم سون ا.ت هستم
جیهوپ:خوشبختم
ا.ت:همچنین
ادامه دارد....
امید وارم خوشتون بیاد 😊
لایک و کامنت یادتون نره 😙
استایل ا.ت اسلاید دوم❤️
- ۶۴۸
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط