چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشت

چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشت
بهر یک کَس سخت و بهر دیگری آسان گذشت

روزگاری خواهد آمد با خودت نجوا کنی
یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت
دیدگاه ها (۲)

عشق#تنهایی

چو عاشق می شدم ، گفتم : ربودم گوهر مقصود ، ندانستم که این در...

چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشت بهر یک کَس سخت و بهر دیگری ...

ص ۷۰‌با همه تمرین شهامتم با همه قولی که به پریسا داده بودم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط