مادرم گفت :

مادرم گفت :
که عاشق نشوی گفتم چشم ...

چشم های تو مرا
بی خبر از چشمم کرد ...
دیدگاه ها (۱)

نکند آدم و حوا ماییم..."آدمم" تب دارد ،و "هوایت" سرد است ......

🍂 بایـــد چســب گذاشـــت . . .🍂 روی دهــانــی کـــه . . .🍂 "...

خدایــــــا...هـــــــیچ بنــــده اے رو....بــــــا دوســـــ...

یہ غرور یَخے یہ سِتارہ سَرد💔 یہ شَب از همہ چے بہ خدا گِلہ ڪَ...

پدر و مادرم خیر ببینندکه مرا از کودکی عاشق دربار تو بار آورد...

خدا کند که ' تو' را از بلا نگه دارد...‌همان خدا که مرا مبتلا...

نگاهِ عاشق، شبیه هیچ نگاهی نیست...نه می‌شود پنهانش کرد،نه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط