p

p1
ویو چان * مثله همیشه بی احساس از خواب بلند شدم وشورع کردم به آماده شدن امروز به نمایش گاه هنری دعوت شدیم از خونه زدم بیرون و با اعضا و هواداران رفتیم نمایشگاه ازمون کلی استقبال کردن و خواستن که توی نمایشگاه پخش بشیم تا عکسای روز نامه رو از مون بگیرن جولوی پنجره ی نور گیر وایسادم و به جایی که عکاس اشاره کرد نگاه کردم که چشمم خورد به یه دختر و همون جا یخ زدم .
موهای کوتاه و موج داری داشت و چشماش زیره نور خورشید می درخشید بهش نمی خورد کره ای باشه کمی بعد تر فهمیدم مسئول اصلی نمایشگاهه .

از همه خواستن که جمع بشن

ویو ات * لطفاً جمع بشین که مراسم افتتاحیه نمایشگاه با حضور مهمان های افخرای رو شروع کنیم .
ذهنه ات * وای باورم نمیشه اسکیز رو برای نمایشگاه دعوت کردن وووووااااییییی باید حواسم باشه صوتی ندم

همه ی اعضا برای افتتاح کردن مراسم اومدن روی سن و چان کناره ات وایساد
ذهن چان *چرا دیگه اون احساسه ناتوانی رو نمی تونم حس کنم؟* خیلی عجیبه
حسه خوبی دارم .
دیدگاه ها (۲)

p2ویو چان * توی مراسم خیلی باهم گپ زدیم و در مورد علاقه هامو...

موافق نیستین؟

توضیحات p1 چان با یه کارمند وارد رابطه میشه و باهاش ازدواج ...

پارت 2ات ویو: مینهو و ادم هاش با چاقو طرفم اومدن منم یکم هنر...

پارت ۶

part:8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط