مــــــــرواریـــــــــــد ســـــــــفـــــــــــیـــــــ
مــــــــرواریـــــــــــد ســـــــــفـــــــــــیــــــــــــــد::
Part: 10
جونگین فهمید که سونگمین پشت سرش علامت 🤞🏻 رو نشون داد و تصمیم گرفت بهش درس بده
ویو فیلیکس:
رفتم پایین ناهارمو خوردم، میخواستم برم تو اتاقم که یکی صدام کرد
هیونجین: هی بچه بیا اینجا
فیلیکس: بچه خودتیا مرتیکه
هیونجین: باشه بابا، اقای بزرگ بیا اینجا
فیلیکس: وایییی چتههه
هیونجین: بیا نزدیکتر
فیلیکس به هیونجین نزدیکتر شد ولی با کاری که هیونجین کرد خشکش زد
ویو هیونجین:
فهمیدم که دوربینا باز هک شدن پس تصمیم گرفتم یه کاری کنم .
وقتی فیلیکس نزدیکم شد اونو روی پام نشوندم و اروم گفتم
هیونجین: صدات در نیاد
فیلیکس: چیکار میکن
هیونجین نذاشت حرفه فیلیکس تموم بشه و لباشو گذاشت رو لبای فیلیکس
و مک کوچولویی ازشون زد
وقتی جدا شدن سمت گوشای فیلیکس رفت و بهش گفت
هیونجین: گفتم صدات در نیاد نگفتم؟
فیلیکس: ه... هیونجین این چه کاریه کردی
هیونجین: همه اینا تو قرارداد بود
هیونجین: از نزدیک خیلی قشنگ بود منکه بهونه دارم چرا از فرصت استفاده نکنم؟
هیونجین سراغ گردن فیلیکس رفت و گاز کوچیکی ازش گرفت
فیلیکس: ای... هیونجین چیکار میکنی؟
هیونجین: من تو قرارداد گفتم اگر شد تو باید با من بخوابی اینکه چیزی نیس
فیلیکس: عوضی
هیونجین این دفعه گاز محکمی گرفت تا جاش بمونه
فیلیکس اهی از روی درد کشید اما توی ذهنش خودشم راضی بود
تا اینکه هیونجین...
ادامه دارد ....
پایان باززززز 🤣😒
بچه ها جدیدا یزید شودوم
شنکیو بابای ☕
Part: 10
جونگین فهمید که سونگمین پشت سرش علامت 🤞🏻 رو نشون داد و تصمیم گرفت بهش درس بده
ویو فیلیکس:
رفتم پایین ناهارمو خوردم، میخواستم برم تو اتاقم که یکی صدام کرد
هیونجین: هی بچه بیا اینجا
فیلیکس: بچه خودتیا مرتیکه
هیونجین: باشه بابا، اقای بزرگ بیا اینجا
فیلیکس: وایییی چتههه
هیونجین: بیا نزدیکتر
فیلیکس به هیونجین نزدیکتر شد ولی با کاری که هیونجین کرد خشکش زد
ویو هیونجین:
فهمیدم که دوربینا باز هک شدن پس تصمیم گرفتم یه کاری کنم .
وقتی فیلیکس نزدیکم شد اونو روی پام نشوندم و اروم گفتم
هیونجین: صدات در نیاد
فیلیکس: چیکار میکن
هیونجین نذاشت حرفه فیلیکس تموم بشه و لباشو گذاشت رو لبای فیلیکس
و مک کوچولویی ازشون زد
وقتی جدا شدن سمت گوشای فیلیکس رفت و بهش گفت
هیونجین: گفتم صدات در نیاد نگفتم؟
فیلیکس: ه... هیونجین این چه کاریه کردی
هیونجین: همه اینا تو قرارداد بود
هیونجین: از نزدیک خیلی قشنگ بود منکه بهونه دارم چرا از فرصت استفاده نکنم؟
هیونجین سراغ گردن فیلیکس رفت و گاز کوچیکی ازش گرفت
فیلیکس: ای... هیونجین چیکار میکنی؟
هیونجین: من تو قرارداد گفتم اگر شد تو باید با من بخوابی اینکه چیزی نیس
فیلیکس: عوضی
هیونجین این دفعه گاز محکمی گرفت تا جاش بمونه
فیلیکس اهی از روی درد کشید اما توی ذهنش خودشم راضی بود
تا اینکه هیونجین...
ادامه دارد ....
پایان باززززز 🤣😒
بچه ها جدیدا یزید شودوم
شنکیو بابای ☕
- ۲۷۷
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط